رویای خسته
مشکلاتت رو با مداد بنويس ، پاک کن رو در اختيار خدا بگذار
زندگی می رقصد مثل یک قطره ی آب
حول یک محور مغناطیسی در فرو رانشی از عمق ازل تا به ابد حول قد قامت سرسبز خدا می پیچم و دعا می چینم خوشه ای می افتد و نمی بینیدش به زمین می غلطد. کرم بی ریشگی ات بر تن من می لولد چندشم می گیرد و به خود می پیچم و زمستان تنت دور دلم می پیچد. کسی از دختر کبریت فروش قصه ی پیچک تنهای مرا می پرسید!
نظرات شما عزیزان:
بر بلور تن مهتابی شب
زندگی می پیچد
من که پیچک شده ام،
سبدی می گیرم
حبه ای از جلوی چشم شما می گذرد
که از آرامش طوفانی چشمان تری
ریشه ام می گندد
غنچه ام می خشکد
کاش فردای خدا
Power By:
LoxBlog.Com |